غرب و " اخلاق"
اگر غرب ادعای برتری در چیزی داشته باشد قطعا در فضائل اخلاقی نیست بلکه در
علم و صنعت است . ص167
امیدهای نو --اثر برتراند راسل
اگر غرب ادعای برتری در چیزی داشته باشد قطعا در فضائل اخلاقی نیست بلکه در
علم و صنعت است . ص167
امیدهای نو --اثر برتراند راسل
و از ناحیه ی وی دستور صادر شد که احدیث در مجموعه ای نوشته
شود و این اولین باری است که احادیث نوشته می شود ،چون تا آنروز احادیث به روی کاغذ نیامده بود ،
و تنها در حافظه ی اشخاص ضبظ می شد.
اهل سنت ؛
کتاب را گرفتند و عترت را رها کردنذ و سرانجام کارشان بدانجا کشید ه شد که
کتاب هم از دستشان رفت ؛و
شیعه؛ عترت؛
را گرفته کتاب را رها کرده اند ؛و سرانجام کارشان بدینجا کشیده شد که عترت
هم از دستش رفت . پس می توان گفت که امت اسلام برخلاف دستور صریح
رسول خدا صلوات الله علیه و آله که فرمود :
" انی تارک فیکم الثقلین ..."
هم قرآن را از دست دادند ،و هم عترت را ،هم کتاب را و هم سنت را.
... حرمت گوشت خوک بدان جهت است که خدای تعالی در ادوار گذشته مردمی را به
جرم گناهانی به صورت حیواناتی چون خوک و میمون و خرس و سایر مسوخات مسخ کرد،
و آنگاه خوردن گوشت این حیوانات را تحریم نمود.،تا مردم آنرا جزء غذا ها و خوردنیهای خود
نشمارند ،و عقوبت گناهی را ک باعث مسخ انسانهائی به صورت آن حیوان شد کوجک نشمارند.
خدا دوست نمی دارد سخن زشت با صدای بلند گفتن را ،لیکن کسی که مورد ظلم شخصی یا
اشخاصی قرار گرفته ، می تواند در مورد خصوص آن شخص یا اشخاص و در خصوص ظلمی که به
وی رفته ؛ سخن زشت و با صدای بلند بگویدو نمی تواند صفات بدی از او را به زبان بیاورد که ارتباطی
با ظلم او ندارد.
به روی فرد معین کشیده شود و او را به تنهایی تهدید کند ؛ چون امنیت عمومی
وقتی خلل می پذیرد که خوف عمومی و ناامنی جای امنیت را بگیرد و مردم با اسلحه
تهدید به قتل شوند. ص533
ترجمه تفسیر المیزان --حلد 5 --چاپ 25
عصمت ؛
علمی است که نمی گذارد صاحبش مرتکب معصیت و خطا گردد.
عصمت موهبتی است الهی .و خود نوعی علم و شعوراست که با سایر انواع علوم مغایرت دارد .
سایر علوم همانطور که گفتیم گاهی مغلوب سایر قوا ی شعوری وافع گشته ؛ ولی این علم
همیشه بر سایر قوا غالب و قاهر است و همه را به خدمت خود در می آورد .وبه همین
جهت استکه صاحبش را از کل ضلالت ها و خطاها حفظ می کند.
"عصمت " تنها اموری را شامل می شود که مربوط به حکم خداست. نه چیزهایی که مربوط به زندگی
و مشی در زنگی است. ص323 - جلد8-جاپ 25-ترجمه تفسیرالمیزان
صدقه دادن
نیکویی
اصلاح بین مردم
اگر در راه عبودیت خدای تعالی مصرفش کند ،و از حیث آن تصرفی که روح عبودیت در آن بدمد و در تحت
ولایت خدا قرارش دهد ؛ آنوقت برای او نعمت می شود.
کسانی را که عهد و پیمان را می شکنند به شدیدترین بیان مذمت فرموده و به وجهی عنیف
و لحنی خشن تهدید نموده و کسانی را که پایبند وفای به عهد خویشند در آیاتی بسیار مدح و ثنا کرده است.
در صدداثبات مبدأ و معاد در چهار جوب دین است (بدون اینکه به عقل و اجکام آن اعتنایی داشته باشد ) .
" فلسفه " ؛
پرامون همین موضوع ها بحث می کند اما در چهار چوب احکام عقلی (حال چه اینکه با عفاید دینی
سازگار باشد یا نباشد)
یابد دخالت دارد و چون دخالت دارد وقتی کسی نیت و اعمال خود را تغییر دهد خدای تعالی نیز رفتار
خود را تغییر می دهد و رحمت خود را از آنان امساک می کند ؛و به حکم آیه (30 شورا ) اعمال انسانها
در نزول آنچه بر سر آدمی نازل می شود و آنچه از مصائب که به وی روی می آورد دخالت دارند .
قتل
دار زدن
قطع عضو
تبعید
را رسم بر این بود که حیوان سر بریده را نمی خوردند ولی حیوان مرده را می خوردند.
خوردن تمامی گوشتها تحریم شده است . و وحشیهای آفریقا از خوردن هیچ گوشتی حتی گوشت
انسان امتناع ندارند.
پرسیدند آن چه عملی است گه با اینکه حق است زشت است ؟ گفت : این که کسی
خود را به کمالی که دارد ستایش کند .
لیکن همین عمل در بعضی از موارد نظیر مورد دفاع و موردی که لازم است نعمت الهی اظهار شود زشت
نیست.
پدر و مادر
خویشاوندان
یتیمان
مسکینان
همسایگان نزدیک
همسایگان دور
رفیق مصاحب
در راه ماندگان
بردگان
و معنای قیمومیت مرد این نیست که استقلال زن را در حفظ حقوق فردی و اجتماعی او ، و
دفاع از منافعش را سلب کند ،پس زن همچنان استقلال و آزادی خود را دارد ،هم می تواند
حقوق فردی و اجتماعی خود را حفظ کند و هم می تواند از آن دفاع نماید و هم می تواند برای
رسیدن به این هدفها یش به مقدماتی که او را به هدفهایش می رساند متوسل شود.
کند زائد بر 40 را به بیت المال می اندازم ،زنی که در مجلس بود گفت : تو ای عمر چنین حفی نداری ،عمر
پرسید :چرا؟ گفت برای اینکه خدای تعالی می فرماید :( واگر به زنی یک قنطار - پوستی از گاو پر از طلا
-مهریه دادید حق ندارید چیزی ازآن را پس بگیرید: آیه 20 سوره نساء) عمر گفت : زنی در تشخیص حکم
خدا به واقع رسیده و مردی به خطا رفت.
نهی می کند از تنگ گرفتن بر زنان ، حال این تنگ گرفتن به هر نحوی که باشد ،
و بخواهد به وسیله ی سخت گیریها او را ناچار کنند به اینکه چیزی از مهریه خود را ببخشد ، تا عقد نکاحش
را فسخ کنند ، و از تنگی معیشت نجاتش دهند ، پس تنگ گرفتن به این منظوربر شوهر حرام است مگر
آنکه زن ، فاحشه مبینة و زنائی آشکار مرتکب شود ، که در این صورت شوهر می تواند بر او تنگ بگیرد ،
تا بوسیله ی پول گرفتن طلاقش دهد.
پروردگارا !حاجت مرا به آن مقدار و آن طریقی که خودت می دانی خیر من در آن
است برآورده فرما.
در ذهنشنونده منتقل سازد به همین جهت خدای سبحان برای کتاب عزیز خود از میان همه ی زبانها ،
زبان عربی را انتخاب کرد.
روزدیگر کمونیستی و غیره شده ،این بدان جهت بوده که بشر به نواقص یک یک آنان پی برده و دیده است که
فلان رژیم از اینکه انسان اجتماعی را به کمال مطلوبش برساند قاصر است دست از آن برداشته رژیم دیگری بر
سرکارآورده ،نه اینکه این تغییر دادن رژیم ، یکی از واجبات حتمی بشر باشد و نظیر صنعت باشد که از نقص
به سوی کمال سیر می کند پس فرق میان آن رژیم و این رژیم --البته اگر فرقی باشد وهمه در بطلان به یک
درجه نباشد--فرق میان غلط و صحیح (ویاغلط و غلط تر) است ،نه فرق میان ناقص و کامل .
مورد مطالعه دقیق فرار می دادند و رفتار ی راکه با سایر امتهای ضعیف و بینوا کردند مورد بررسی قرار می دادند
.بدون کمترین درنگی ،حکم به توحش آنان می دادند و می فهمیدند که تمام ادعاهایی که می کنند و خود را
مردمی بشر دوست و خیر خواه و فداکار بشر معرفی نموده و وانمود می کنند که در راه خدمت به بشریت از
جان و مال خود مایه می گذارند، تا به بشرحریت داده ،ستمدیدگان را از ظلم و بردگان را از بردگی و اسیری
نجات بخشند ،همه اش دروغ و نیرنگ است و جز به بند کشیدن ملل ضعیف هدفی ندارند ،و تمام همشان
این است که از هر راه که بتوانند برآنها حکومت کنند ،یک روز از راه قشون کشی و مداخله نظامی ،روز دیگر
از راه استعمار ،روزی با ادعای مالکیت نسبت به سر زمین آنان،روزی با دعوی قیمومیت ،روزی به عنوان
حفظ منافع مشترک ،روزی به عنوان کمک در حفظ استقلال آنان ،روزی تحت عنوان حفظ صلح و جلوگیری
از تجاوزات دیگران ،روزی به عنوان دفاع از حقوق طبقات محروم و بیچاره ،روزی... و روزی....
هیچ انسانی که سلامت فطرتش را از دست نداده ،هرگز به خود اجازه نمی دهدکه چنین جوامعی را
صالح بخواند و یا آن را سعادتمند بپندارد،هر چند که دین نداشته باشد و به حکم وحی و نبوت و بدان چه
از نظر دین سعادت شمرده شده آشنا نباشد. ص168
ترجمه تفسیر المیزان --جلد 4 --چاپ 25
و این روزگار را به اختلاف احوال(گاهی فتح و غلبه و گاهی شکست و مغلوبیت) میان
خلایق می گردانیم.
سنت الهیه بر این جاری شده است که روزگار را در بین مردم دست به دست بگرداند، بدون اینکه برای
همیشه به کام یک قومی دیگر را از آن محروم سازد و این بخاطر مصالحی است عمومی که فهم شما
انسانها جزبه برخی از آن مصالح احاطه نمی یابد ؛ ونمی تواند همه ی آن مصالح را درک کند.
امروز در گوشه و کنار کشورهای شرقی و اسلامی ، بویژه در شهرستانها و روستاها ،کسانی هستند که
چون نزد آنان از آبادی های بزرگ وشهرهای زیبا و ساحلهای قشنگ اروپا و دیگر مناطق غرب سخن می گویند
می پندارند که چنین جاهایی ،فقط در عالم شعر ممکن است وجود داشته باشدو روزی بوده است که ما در
شهرهایی زندگی می کردیم که در نظر مردمان قرن بیستم نیز فقط در عالم شعر ممکن است وجود داشته
باشد و راست است کلام خدا ،که فوقا آمده است.
از عقود اعمال نگردد عقد باطل است.
مرگ هم برای مؤمن خیر است و هم برای کافر.
دانسته است از ؛رسید ن به سن شرعی یعنی سن ازدواج و بس . اما نسبت به تصرفات مالی و اقرار
و امثال آن شرط دیگری را هم اضافه کرده و آن رسیدن به حد رشد است. ص275
ترجمه تفسیر المیزان --جلد4 --چاپ 25
ترور کردن دشمن را
ممنوع کرده است؛ چه در حال جنگ و چه در حال صلح. ص262
ترجمه تفسیر المیزان --جلد 4 --چاپ 25
"اعتقاد اکراه بر دار نیست "نه می تواند منظور این باشد که " اسلام کسی را مجبور به اعتقاد به
معارف خود نکرده " و نه می تواند این باشد که " مردم در اعتقاد آزادند."
"قضا" و
"حکومت " و
"رزمندگی"در جنگها
را بر زنان تحریم کرد چون اساس اینگونه امور بر نیروی تعقل است نه احساس. ص363
سنت رسول خدا صلوات الله علیه و آله در طول زندگیش این بود که :
-هرگز زمام امور هیچ قومی را بدست " زن " نسپرد .
-به هیچ زنی منصب " قضا " نداد.
- زنان را برای جنگیدن دعوت نکرد .
-... اما در اموری که دخالت عواطف منافاتی با مفید بودن عمل ندارد ، زنان را از آن
منع نفرمود. ص 548-549
ترجمه تفسیر المیزان --جلد4-- جاپ 25
و بعد حضرت خدیحه سلام الله علیها همسرش و حضرت حمزه و ابوطالب بودند. ص255
ترجمه تفسیر المیزان -جلد 4 - چاپ 25
هر گز این مولود نامشروع (کمونیسم) متولد نمی شد
مخارج گزاف و زحمات طاقت فرسایی را تجمل کنیم ،از اموری است که قرآن هیچ اعتنایی به
آن ندارد.چون این خود یکی از مصادیق بت پرستی است که درهر دوره ای به شکلی و در لباسی
خود نمایی می کند. ص 30
ترجمه تفسیر المیزان - جلد 4 -چاپ 25
قطره دور از ذریاست که سرنوشتی جز محو و فنا نخواهد داشت.
نمی بیند و از آن محجوب است. ما در این جهان که هستیم در همین حال در جهان آخرت هستیم
و با آن فاصله ای نداریم درست حالت جنینی را داریم و فقط باید رفع حجاب شود تا بفهمیم که
هیچ فاصله ای با آن جهان نداشته ایم ما به آنجاسفر جسمی و زمانی نمی کنیم این سفر ،یک
سفر وجودی است.
او (دکتر سروش )با آن چهره ی نورانی و بیان شیرین ،روزگاری مدرس نهج البلاغه بود.
خطبه ی همام را به نحو دلپذیری تفسیر کرد . چه شد که از این گروه ، این همه فاصله
گرفت؟ نظرات سروش باعث سست شدن ایمان جوانان می شود.امیدوارم به آغوش
اسلام باز گردد .
دکتر سروش طی نامه ای به آیت الله سبحانی اعلام کرد :
آنچه که منجر به سست شدن ایمان چوانان ایران می شود ،نظریه های دینی وی نیست
بلکه رفتار عافیت جویانه و گفتار خرد ستیزانه پاره ای از روحانیان است
این است که نمی ماند و هر چه را نپاید دلبستگی را نشاید.
شبها نبوده باشد چه پارسایان مسلمان و چه غیر مسلمان ،
شب خیزی
در همه ی ادیان جزء سنن محبوبه است.
یا انتقام در مقابل بعضی از ظلمها مثل فحاشی ،دروغ و تهمت حرام است
و حایز نیست طرف مظلوم فحاشی یا دروغ و تهمت بزن
دونفرکه نسبت به همدیگر فحاشی می کنند گناه هر دو به گردن کسی است که آغاز گر بود .
اگر دو مرد به هم فحاشی کنند شروع کننده ظالمتر است.
شده ی خود احتمال خلاف را ندهد"جاهل قاصر " است.و از خداوند قبیح است او را عذاب کند.
او جهنم عقاید و اعمال را ندارد اما وارد بهشت هم نمی شود.از اینکه در عالم آخرت به کجا می
رود ما نمی دانیم.
طرق معرفت الهی به عدد نفوس خلایق است .
به عبارتی راه شناخت خداوند ؛به تعدادجمعیت انسانهاست.
نفس آدمی از سموم رذایل اخلاقی پاک شده باشد.
نبئ عبادی انی انالغفور الرحیم.
بندگانم را آگاه کن که من آمرزنده ی مهربانم.
به آبروی اجتماعی اوست.
خرد کردن شخصیت اجتماعی هر فرد
در ردیف اعدام فیزیکی اوست.
و امامان (علیهم السلام) نمی توانند علم به ذات خداوند پیدا کنند و احاطه کامل به ذات خداوند به
طور کلی محال است.
پیامبر اکرم (ص) :
در نعمتهای خدا فکر کنید و در ذات خدا فکر نکنید چون شما قدرت اندازه گیری خدا را ندارید.
ما خودمان را قانع کرده ایم که راه را پیدا کرده ایم
حال آنکه به این آسانی نیست.
1- کافر عنود
2-فاسقین
3- منافقین