عقل عملی و عقل نظری
لزوم حکومت از مدرکات عقل عملی است اما تشخیص حق از باطل از مدرکات عقل نظری است .
در مسئله اداره کشور حق وباطل مطرح نیست بلکه یک عده ای می خواهند کشور را
اداره کنند اینجا هر کس عالم و غیر عالم به سهم خود یک شهروند است و همه به یک
اندازه در اداره کشور خود حق حیات اجتماعی دارند و بطور مساوی حق دارند و تفاوتی
بین عالم و غیر عالم و دیگران نیست در این صورت حاکمیت را باید به دست کسی داد
که اکثریت است برای اینکه نمی خواهیم حق وباطل را در اینجا تشخیص دهیم بلکه
می خواهیم کسی را به عنوان نماینده خود انتخاب کنیم که کارها ی عمومی و مربوط
به حکومت را انجام دهد البته این جا افرادی ممکن است به ولایت انتصابی قائل باشند و
بگویند خداوند باید حاکم را تعیین کند و یا معتقد به قرعه (قرعه یکی از قواعد فقهی است
که فقهادر برخی احکام فقهی به آن استدلال می کنند )باشنددر صورتی که درست نیست
چون ولایت انتصابی تنها در مورد معصومین علیهم السلام مصداق دارد که دیگر اکثریت و
اقلیت ملاک نیست...در انتخاب حاکم که اهمیت زیادی دارد عقلای عالم با راه حل قرعه
موافق نیستند. ص641
شرح نهخ البلاغه - جلد5 - مرحوم آیت الله منتظری
سلام به همه ی کسایی که دوستمون هستن و کسایی که قراره دوستمون بشن....