اجتماع " فاسد"
از نظر طبیعتی که؛
همه انسانها دارند یعنی طبیعت مدنیت ،سعادت هر شخصی مبنی بر صلاح و اصلاح
ظرف اجتماعی است که در زندگی می کند .بطوریکه در ظرف اجتماع فاسد که از هر
سو فساد آن را محاصره کرده باشد رستگاری یک فرد و صالح شدن او بسیار دشوار
است(و یا به تعبیر دیگر عادتا محال است ).
به همین جهت اسلام ؛
در صلاح اجتماع اهتمامی ورزیده که هیچ نظام غیر اسلامی به پای آن نمی رسد .
منتها درجه جد و جهد را در جعل دستورات و تعالیم دینی حتی در عبادات از نماز و
حج و روزه مبذول داشته ،تا انسانها را ،هم در ذات خود وهم در ظرف اجتماع صالح سازد.
ص 476
ترجمه تفسیر المیزان -چاپ 25 - جلد 12
سلام به همه ی کسایی که دوستمون هستن و کسایی که قراره دوستمون بشن....